ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
239
قصص الانبياء ( فارسى )
] b 011 [ بطرفة العين ما از نظر حق خالى مانيم ، اگر نور معرفت از دل عارف باز گيرد تا دل عارف چگونه گردد . فامّا علما گفتهاند كه منع ديدار نه از بهر علّتى بود يا از چنين چيزها ، ليكن خود روا نبودى . و ديدار در دنيا از سه وجه خالى نبودى ، اگر ديدار بودى دوستان را و عارفان را بدون كافران روا نبودى ، كه كافران روز قيامت حجّت كردندى ، اگر ايشان را فرمان آمدى كه چرا نگرويديد گفتندى مؤمنان و دوستان بديدند و بگرويدند ، اگر ما نيز بديديمى بگرويديمى ؛ و حق تعالى در كلام مجيد فرموده است : لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ . « 1 » و اگر كافران را نيز ديدار دادى روا نبودى كه ديدار حق نعمتهاست ، و روا نبود كه عطاى بزرگتر و نعمت شريفتر دشمن را دادى و دوست را دادى ، و اگر هر دو گروه را دادى در حكمت روا نبودى كه تفاوت پيدا نيامدى ، و ميان دشمن و دوست تفاوت بوقت عطا دادن واجب آيد اندر حكمت . پس اگر ديدار بودى در دنيا ازين سه حال بيرون نبودى و اين هر سه وجه باطلست ، چنان كه خبر داده است : كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . « 2 » و قوله تعالى : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ . « 3 » قصهء پنجاه و چهارم موسى و خضر عليه السلام و ديكر قصّه كه بود موسى [ را ] عليه السلام رفتن بود بسوى خضر با يوشع بن نون ، و هژده روز با وى روزگار كرد ، و درين هژده روز مسئله « 4 » ازو بياموخت جمله صد و هشتاد مسئله از احوال ] a 111 [ عالم و موعظتها از هر گونه . بازگشت و بكشتى درآمد تا بگذشت . و هم بران راه كه بيامده بود بازگشت
--> ( 1 ) - النساء 165 ( 2 ) - المطففين 15 ( 3 ) - يونس 26 ( 4 ) - مسئلهء چند .